تبليغاتX
Xpersian اکس پرسیان - گفتگوی هنری »نفيسه روشن: از تئاترهاي مدرسه آغاز شد

Xpersian اکس پرسیان

جدید ترین ها در Xpersian

گفتگوی هنری »نفيسه روشن: از تئاترهاي مدرسه آغاز شد

نفيسه روشن از آن گروه بازيگراني محسوب مي‌‌شود كه كم‌كم پله‌هاي ترقي را طي كرد و كارش را در عرصه بازيگري با تئاترهاي دانش‌آموزي آغاز كرد و به واسطه يكي از اقوام مادري‌اش براي بازي در سريال «روزهاي يادماندني» دعوت به كار شد او هر چند كه قبل از سريال‌ اغما در سريال‌هاي مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سريال و نقش پري چهره شد، به بهانه حضورش در سريال «مثل هيچكس» و در نقش اشرف‌السادات گفتگويي انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست...

بيوگرافي

در سيزدهم ارديبهشت سال 1361 به دنيا آمدم و ليسانس حقوق اسلامي دارم. فرزند اول خانواده هستم و دو برادر كوچكتر از خودم دارم. از همان بچگي به بازيگري علاقمند بودم و آرزويم اين بود كه روزي بتوانم بازيگر شوم، از طرفي در خانواده مادريم هنر جنبه موروثي دارد و اكثر آنها در اين حرفه مشغول به كار هستند به همين خاطر زماني كه خواستم وارد دنياي بازيگري شوم نه تنها مخالفتي با من نكردند بلكه من را بسيار تشويق كردند.

اولين كار

اولين كارم كه در آن بازي داشتم روزهاي به يادماندني بود، كارگرداني اين فيلم برعهده آقاي شهنواززاده بود ايشان از اقوام مادري‌ام بودند و از من دعوت كردند براي اين كار تست بدهم، خوشبختانه من هم در تست قبول شدم، بعد از آن هم در سريال روزگار غريب حضور داشتم و سپس كارهايي مانند كمكم كن، باران بهاري، آواي زمين، كلانتر، سال‌هاي برف و بنفشه و ... را تجربه كردم

افتخار بزرگ

بازي در سريال اغما براي من افتخار بزرگي محسوب مي‌‌شد، من در اين سريال با بسياري از بزرگان عرصه بازيگري نظير امين تارخ، لعيا زنگنه، ناصر ممدوح كه هميشه آرزو داشتم در كنارشان بازي كنم همبازي شدم و از اين بابت بسيار خوشحالم، حالا هم دوست دارم كه با استاد پرستويي و خانم معتمدآريا همبازي شوم.

خاطره شيرين

پس از حضور در سريال اغما، بسياري از مردم وقتي من را مي‌‌ديدند، مورد لطف و توجه خودشان قرار مي‌‌دادند اما بهترين خاطره‌ام زماني است كه به شيريني‌فروشي رفتم و ظاهرا يك خانم ميانسال براي مهماني كه داشت يك شيريني سنتي سفارش داده بود ايشان وقتي مرا ديدند محكم در آغوش كشيدند و گفتند پري جان، من خيلي تو رو دوست دارم درست عين دختر خودم و به همين خاطر همان شيريني را به من هديه داد، محبت اون خانم واقعا مرا شگفت‌زده كرد به طوري كه هيچوقت آن خاطره از ذهنم پاك نمي‌‌شود.

مثل هيچكس

در مثل هيچكس نقش طيبه را ايفا مي‌‌كنم، او مادر يك دختر 5 ساله است، من براي اينكه به اين نقش برسم با يكي از آشناهايمان كه نوع زندگي و ويژگي‌هاي او شبيه به طيبه بود تقريبا هر روز صحبت مي‌‌كردم او خيلي زود ازدواج كرده بود و در 25 سالگي صاحب دو فرزند بود سعي كردم بسياري از رفتارها را از او الگو بگيرم.

احترام به پيشكسوت

متاسفانه اين روزها در حرفه ما احترام به پيشكسوت ديگر مانند گذشته نيست بعضي از افرادي كه تازه وارد اين حرفه شدند اصلا احترام بزرگان اين حرفه را نگه‌ نمي‌‌دارند، اما از روز اولي كه وارد اين عرصه شدم با خودم عهد بستم هميشه حرمت افرادي كه در اين حرفه كار كردند را نگه دارم، بارها پيش آمده است كه گريم من با فردي كه از من تجربه بيشتري دارد همزمان شده است اما من هميشه نوبتم را به آنها مي‌‌دهم، همين نكته‌هاي كوچك باعث مي‌‌شود كه آنها به ادامه كار دلگرم شوند.

پله‌پله

بعضي افراد به واسطه حضور در يك سريال و مصاحبه‌هاي گوناگون ممكن است در يك مدت كوتاه به شهرت برسند، اما متاسفانه چون جنبه اين شهرت رو ندارند خيلي زود هم فراموش مي‌‌شوند، به نظر من يك بازيگر بايد پله پله به شهرت و معروفيت برسد تا در حين اينكه پله‌ها را طي مي‌‌كند، اصول حرفه‌اي و اخلاقي اين كار را هم ياد بگيرد، وقتي به كارنامه هنري‌ام نگاه مي‌‌كنم خوشحال مي‌‌شوم كه از تئاترهاي مدرسه‌اي آغاز كردم و پس از آنكه به تلويزيون راه يافتم از نقش كوچك تا محوري، همه را ايفا كردم.

دوربين 35

حضور در جلوي دوربين 35 و ديده شدن روي پرده سينما آرزوي بسياري از بازيگران است من هم از اين قاعده مستثني نيستم، اما مي‌‌خواهم اولين قدمم در اين عرصه را محكم و درست بردارم، پيشنهادات زياد سينمايي هم داشتم اما هيچ‌كدام از آنها حداقل انتظاراتم را هم برآورده نمي‌‌كرد.

خوشبختي

خوشبختانه من در يك خانواده بي‌نظير زندگي مي‌‌كنم و به همين خاطر احساس خوشبختي مي‌‌كنم، آنها با اعتمادي كه به من داشتند اجازه دادند، من در اين حرفه پيشرفت كنم جا دارد همين جا از حمايت‌هاي بي‌دريغ مادرم تشكر كنم

تفريحات

من به اتومبيلراني علاقه زيادي دارم و در وقت‌هاي بيكاريم سري به پيست رالي مي‌‌زنم، پياده‌روي هم از كارهاي مورد علاقه‌ام است و معمولا عصرها در پارك قدم مي‌‌زنم.

ازدواج

يك تصميماتي در اين باره گرفتم و اگر خدا بخواهد قرار است به زودي يك اتفاقاتي بيفتد، انشاا... هر وقت عروس شدم خبرتان مي‌‌كنم، براي من چيزي كه در ازدواج مهم است صبوري، صبر و گذشت دو طرف است.

مهربان بمانيم

از اينكه با مجله شما گفتگو كردم بسيار خوشحالم و براي شما و خوانندگانتان آرزوي موفقيت دارم، يادمان باشد كه هميشه با هم مهربان باشيم و به هم عشق بورزيم...
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:20  توسط سعید  |